چهارشنبه, 12 شهریور 1393

آخرین بروز رسانی: 07:37:59 AM GMT

صفحه‌ی کنونی: خانه

فیلم «پرتقال خونی»

فرستادن به ایمیل چاپ
+ 32
+ 4

كارگردان: سيروس الوند
بازيگران: فريبرز عرب نيا، حامد بهداد، نيوشا ضيغمي، زيبا بروفه، ويشکا آسايش، آهو خردمند، علي اصغر طبسي، عاطفه کاشاني و با معرفي امير نشاط

- خلاصه داستان:

روايت داستان مهندس ميانسالي به نام والا است كه در آستانه جدايي از همسرش است. در اين بين دختر جواني به نام ترمه براي طراحي دكور دفتر كارش مي‌آيد و رفته رفته اين آشنايي به شكل‌گيري رابطه‌اي عاطفي مي‌انجامد. والا كه زخم خورده از زندگي مشترك است با احتياط و كمي بدبينانه در اين رابطه پيش مي رود تا اينكه شخصي به نام سياوش قدم در زندگي ترمه مي‌گذارد و...

___________________________________________________________________________________

- نظر نويسندگان کافه‌سينما:

--> جدول ارزشگذاري فيلم‌هاي روي پرده

___________________________________________________________________________________

- آنونس و ويدئو از فيلم:

--> در «کافه سينما» ببينيد: آنونس «پرتقال خوني» با حضور فريبرز عرب‌نيا، حامد بهداد و نيوشا ضيغمي http://www.caffecinema.com/images/stories/Iran-Review1/new.gif

___________________________________________________________________________________

- عكس‌هاي فيلم و افتتاحيه:

--> 40 عکس اختصاصي «کافه سينما» از فريبرز عرب‌نيا، حامد بهداد و نيوشا ضيغمي در «پرتقال خوني»

--> عکس‌هايي از افتتاحيه «پرتقال خوني» باحضور فربيرز عرب‌نيا، نيوشا ضيغمي، فرزاد حسني و...

--> عكس‌هاي اختصاصي فيلم‌هاي فجر در کافه‌سينما: 21 عكس ديدني از فيلم "پرتقال خوني"

___________________________________________________________________________________

- حاشيه فيلم:

- "پرتقال خوني" پس از "تله" (1384) جديدترين ساخته سينمايي سيروس الوند در مقام کارگردان است. الوند در اين فاصله چند تله فيلم را براي صداوسيما کارگرداني کرد. وي فيلمهايي چون "فرياد زير آب" (1355)، "يکبار براي هميشه" (1371)، "چهره" (1373)، "هتل کارتن" (1375)، "ساغر" (1376)، "دستهاي آلوده" (1378)، "برگ برنده" (1383)، "رستگاري در هشت و بيست دقيقه" (1384) را در کارنامه دارد.
- سيروس الوند فيلم خود را (پرتقال خوني) اينگونه توصيف ميكند: اين فيلم ساده است و پيچيدگي‌ها بيشتر از آن كه در داستان احساس شود، در شخصيت‌ها وجود دارد و به نوعي موشكافي و جستجو در درون افراد اتفاق مي‌افتد كه به بهانه عشق، روي پنهان آنان ديده مي‌شود. در اين فيلم عشق و رابطه قديمي و تكرار شده، براي اين است كه افراد بيشتر خودشان و به دنبال آن دنيا و اطراف خود را بشناسند. به بيان ديگر اين نوعي خودشناسي است كه در فيلم صورت مي‌گيرد.
- با وجود اينکه فيلمنامه "پرتقال خوني" متعلق به پيمان عباسي است اما سيروس الوند خودش هم با همفکري که در بازنويسي داشته، فيلمنامه را به حال و هوايي که دوست داشته، نزديک و آن را اجرايي کرده است.

___________________________________________________________________________________

- معرفي تصويري چهره هاي فيلم:

محمود کلاري (مدير فيلمبرداري)، نيوشا ضيغمي، حامد بهداد، ويشکا آسايش، فريبرز عرب نيا و سيروس الوند

___________________________________________________________________________________

- قسمتي از ديالوگ:

يك سكانس از فيلم "پرتقال خوني" را در كافه سينما بخوانيد:

ساعت فروشي لوكس- روز- داخلي

نمايي بسته از ساعت رولکس که روي ميز ساعت فروش قرار مي گيرد.
ساعت فروش نگاهي به والا مي کند. والا (مردي جذاب در آستانه 50 سالگي – فريبرز عربنيا) با همان اقتدار هميشگي منتظر پاسخ او ايستاده است. ترمه (25 ساله – نيوشا ضيغمي) عصبي و شرمنده دست در جيب مانتوي خود کرده و چند قدمي دورتر از والا، از شيش? مغازه بيرون را نگاه ميکند.
فروشنده: ببخشيد اما من نميتونم اين ساعت رو پس بگيرم. شناسنام? ساعت رو تو اينترنت پر کردم و گارانتي اش هم از طرف شرکت صادر شده.
والا: وقتي آدم نمايندگي يک برند رو داره، کمترين چيزي که بايد بفهمه اينه که به قيمت بين المللي اون محصول پايبند باشه ... اگه تو کمتر از 5 دقيقه پول اين خانم رو بهش برنگردوني، هم در مغازه ات رو مي بندم، هم اينکه كاري ميکنم هرچي تا حالا پول اينجوري از دست مردم گرفتي از تو دماغت بزنه بيرون.
فروشنده کمي ترسيده اما نمي خواهد از موضع خود پايين بيايد.
فروشنده: من کار غيرقانوني اي نکردم که. نرخ روي محصول بوده، اين خانوم هم پذيرفتن.
والا: تو مثل اينکه حرف من رو نمي فهمي.
موبايل خود را بيرون مي آورد و شماره مي گيرد.
والا: الو؟ حاج محمود سلام، متاسفانه رفتارش همونجوريه که پيش بيني ميکردم، بله، تو پاساژ گلستان (رو به ساعت فروش) پلاکتون چنده؟
فروشنده: 8 قديم، 14 جديد بچه مي ترسوني؟ حاج محمود كيه ديگه؟
والا مکالمه تلفني خود را تمام ميکند. يقه فروشنده را مي گيرد و صورت او را جلو مي آورد و به مجوز ساعت فروشي که روي ديوار است اشاره مي کند.
والا: وقتي هنوز رئيس صنفت رو نمي شناسي، بهتره بري چاقاله بادوم بفروشي.
فروشنده به يکباره خود را مي بازد.
فروشنده: يه ساعت ارزش اين همه دعوا نداره که. (دفتر حساب کتاب خود را بيرون مي آورد) من تا اين خانوم رو ديدم خودم فهميدم که بي اجاز? پدرش اومده، براي همين اصلاً چک هاش رو نبُردم بانک.
ترمه که عصبي است کنار والا مي ايستد و به صورت فروشنده خيره مي شود.
فروشنده: بفرماييد ... اين چک چهار ميليوني که داديد، اين چکِ يك ميليونيتون که مال بيست روز آينده است، اين هم يک و نيم پول نقدتون، (رو به ترمه) دفع? بعد هم که مي خواين خريد کنيد اول با پدرتون هماهنگ کنيد تا آدم اين طوري تو دردسر نيفته.
ترمه: شازده، اين پدرم نيست. عشقمه. کسيه که من دوسش دارم و به هر زبوني هم بهش ميگم نمي فهمه.
پيش از اينکه بغضش بترکد مغازه را با عصبانيت ترک مي کند.
فروشنده: آقا يه زنگ بزنيد به حاج محمود بگيد که مسئله حل شد.
والا چک ها و پول هايي که روي ميز است را برمي دارد و به دنبال ترمه مي رود
چندگام بيرون مغازه به ترمه مي رسد، ترمه در تلاش است تا بغض خود را از اين تحقير پنهان كند.
ترمه: اون يه كادو بود ميفهمي؟ دستت نميكردي،‌ مينداختيش دور، هر بلايي سرش مي آوردي بهتر از اين بود كه پسش بدي.
والا: تو مگه چقدر درآمد داري كه يه همچين خرجي بكني؟
ترمه: توروخدا اين چرتكتو بذار كنار. من مي خواستم يه جوري بهت بفهمونم ...
والا: كه دوستم داري ...
ترمه: (عصباني) ديگه ندارم (با بغض) خيالت راحت شد؟
اين را مي گويد و دور مي شود. وارد خيابان مي شود و در دل جمعيت گم مي شود.
والا در پي اش مي رود.

___________________________________________________________________________________

- ديگر عوامل فيلم:

تهيه‌كننده: محمد نشاط
فيلمنامه: پيمان عباسي
سرمايه‌گذاران: آرش پولادخان و نيوشا ضيغمي
فيلمبردار: محمود كلاري
صدابردار: حسن زاهدي
گريم: ايمان اميدواري
طراح صحنه و لباس: نازي پرتوزاده
تدوين: بهروز داوري زير نظر سيروس الوند
عكس: علي نيك‌رفتار
روابط عمومي: سهيل سليماني

 

___________________________________________________________________________________

مطالب مرتبط:

--> يادداشت امير قادري براي «پرتقال خوني» پس از مراسم افتتاحيه‌اش: همين که طعم خودش را داشت...
--> حرف‌هاي جالب سيروس الوند در افتتاحيه «پرتقال خوني»: ما سينماگران چه طور بايد با حوزه هنري، فارابي و شهرداري بجنگيم؟/همه چيزهاي خوب مال آن‌هاست
--> حرف‌هاي نيوشا ضيغمي درباره حرفه‌اش، همسرش، مخالفت‌هاي پدرش، تهيه کنندگي، ازدواج‌اش و...: آن قدر به در لگد زدم که در شکست!
--> ويديوي «کافه سينما» از حرف‌هاي شنيدني نيوشا ضيغمي در «اتاق رسانه» درباره چگونگي ورودش به سينما، دستمزد بازيگرها و اين که فيلم‌هاي آخرش را چطور انتخاب کرده
--> بحث همچنان در ميان کامنت‌ها ادامه دارد: پاسخ مفصل و تند و تير حامد بهداد به اظهارات فريبرز عرب‌نيا: آقاي بازيگر حرفه‌اي، يادتان نيست سر صحنه «جرم» چه کرديد؟/گول اسب و يال و کوپال مختار را نخوريد

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا
حامی پروژه ملی جوملا فارسی شرکت نوید ایرانیان